پاساژ رفتن با دایی محمدرضا
عید غدیر اول
ماهان مامان عید غدیر بود که رفتیم خونه مامانی(مامان بابا) آخه ایشون سید بودند... تازه عیدی هم گرفتی.. کلی هم مهمون اومد اونجا و تو هم پذیرایی کردی.. شب هم عمه بابات اومدند شام... اینم نوادگان ملا احمد ...
نویسنده :
مامان بهاره
17:08
روروک نشستن پسرم
عزیزم 5 ماهت بود که توی روروک نشستی و راه رفتی.. ...
نویسنده :
مامان بهاره
17:00
خونه عمو
یکشنبه بود که ناهار خونه عمو عباس دعوت شدیم.. تو دفعه اولت بود که به خونه عمو میرفتی.. ایتم عکس تو با دختر عموت مانیا..... ...
نویسنده :
مامان بهاره
16:55
رفتن به مشهد اردهال
جمه شب بود که با باباجون و مامان جون و خاله نسرین رفتیم مشهد اردهال و تو کلی زیارت کردی.... ...
نویسنده :
مامان بهاره
16:03
تولد مامان جون
پسرم 25 شهریور 93 بود که مامان جون(مامان مامان)تولد گرفت و همگی رفتیم پیتزا دو لوپی.. تو پسر خوبی بودی و همیشه خوابیدی... اما آخرش بیدار شدی ...
نویسنده :
مامان بهاره
15:55









